عوض شدیم ... مگه ن؟
خیلی تغییر کردی...مگه ن مهدی؟
پارسال شب یلدارو یادته؟؟ میدونم یادت نیس...پس خودم واست میگم
پارسال همین روزای اخرپاییز گوشیت روم خاموش شد باز!
شب قبل یلدا رفتی تلگرام.ب ایسان باز پی ام داده بودی...
درحالی ک جواب منو نمیدادی
شب یلدا بهت تبریک گفتم باز گوشیت خاموش بود روم
امسالم وضعمون همینه!
بازم جوابمو نمیدی باهام حرف نمیزنی
ولی امسال ی فرقی داره مهدی
فرقش اینه ک من دیگه سمتت نمیام.اگ بخای خودت ی قدم میای سمتم
این چند ماه همه جوره اومدم منت کشیت.همه جوره خاستم کنارت باشم
ولی تو خودتو عقب میکشی
منو ک میشناسی؟همیشه بهم گغتی مغرور
ولی همین دختره مغرور این همه مدت با وجود تموم سرد بودنات کنارت بود
ولی دیگه ازت میترسم... حس میکنم داری ازم فاصله میگیری...
دلم میخاد خودت فاصله رو از بین ببری...البته اگ هنوز برات مهمه
اگ ن ک منم دیگه اصراری نمیکنم.دیگه منو نمیبینی تا وقتی ک خودت نخای
برچسب:
نویسنده: باران زارعیپور